وصیتی برای وارثان سلامت بعد از نیم قرن طبابت ؛

خرج درمان مردم را کاهش دهید هیچ جای دنیا این مملکت نمی گردد

خرج درمان مردم را کاهش دهید هیچ جای دنیا این مملکت نمی گردد خرید و فروش حیوان خانگی: از جمعه 31 شهریور 1359 به منطقه جنگی رفتیم و از همان روز جامعه پزشکی هیچ گاه جنگ را رها نکرد؛ در کرونا هم با آنکه علم مقابله با آن وجود نداشت، پزشک ما بدون تجهیزات به ICU رفت و شهید شد؛ این وجهه از پزشک را وابستگی او به شغل پزشکی و مردم شکل می دهد؛ حاکمیت باید آنرا تقویت کند و از آن بهره برداری کند....


به گزارش خرید و فروش حیوان خانگی به نقل از ایسنا، به اذعان خودش، او «تنها پزشکی در ایران است که دو رشته فوق تخصصی را به دانشجویان آموزش می دهد؛ هم دانشجویان فلوشیپ فوق تخصصی جراحی سینه و هم جراحی سرطان»؛ حدودا سابقه نیم قرن طبابت دارد و به تنهایی بیش از هر جراح غربی، بیمار مبتلا به سرطان درمان می کند. سال قبل نیز جزو یک درصد دانشمندان برتر جهان شناخته شد و الان نگران آنست آیا ۱۰ سال بعد هم جراح سرطان دیگری داریم که این سخن را بگوید؟
او که تجربه زیست در نقاط مختلفی از دنیا را دارد، معتقد است: « هیچ جای دنیا، این مملکت نمی شود؛ چونکه در سایر نقاط دنیا با هر سطحی از علم، دانش و آگاهی، بازهم درجه دوم محسوب می شوید و این خاصیت دنیای استکباری است.»
این فول پروفسور دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی همین طور می گوید که« می خواهم همه فهم خود از حوزه سلامت را به عنوان وصیت اعلام کنم؛ ما باید سهم مردم از خرج سلامت را کاهش دهیم.» او همین طور معتقد می باشد که «باید از جامعه پزشکی حمایت شود؛ در غیر این صورت راه فرار برایشان باز است، حتی اگر در کشور بمانند و یا مهاجرت کنند.»
به مناسبت روز پزشک به دیدار پزشک و استاد پیشکسوتی رفتیم که حدود نیم قرن مرهم دردها و همدم روزهای سخت بیماران صعب العلاجی بوده است که امیدشان پس از خدا، به علم و تجربه و دستان شفابخش اوست؛ کسی که حالا با تمام تجربیاتی که کسب کرده معتقد می باشد «سرطان» مخلوق هوشمندی است که هیچ گاه از بین نمی رود...
پروفسور محمد اسماعیل اکبری در هجدهم شهریور سال ۱۳۲۹ در روز عیدقربان در شهرستان توییسرکان به دنیا آمده و در همان شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطه را با رتبه اول به انتها رسانده و در مقطع دیپلم که آن زمان به شکل سراسری برگزار می شد، رتبه اول استان و رتبه دوم کشور را کسب نمود. بعد از کسب دیپلم در سال ۱۳۴۷ وارد دانشکده پزشکی اصفهان شده و تا سال ۱۳۵۴ تحصیلاتش را در مقطع پزشکی عمومی ادامه داده و از آنجا که عموی وی نیز در اصفهان زندگی می کرد و فرزندی هم نداشت، در اصفهان همراه خانواده وی مانده و به تحصیل ادامه داد.
پروفسور محمداسماعیل اکبری پیش از پیروزی انقلاب دوره سربازی را گذراند و با اتمام دوره سربازی بلافاصله دوره جراحی پزشکی را شروع کرد. بعد از آن نیز دوره های مختلف فلوشیپ و فوق تخصص را گذراند. نخستین فوق تخصصی که مدرک آنرا گرفت جراحی قفسه صدری (سینه) بود و بعد از آن دوره کوتاه فلوشیپ از جراحی ترمیمی را گذراند. با اتمام این دوره ها در کشورهای مختلف دوره های مختلف پزشکی را طی کرد. در ژاپن دوره آندوسکوپی و در انگلستان هم دوره های در رابطه با جراحی سرطان را گذراند و در نهایت هم به آمریکا رفت و در دانشگاه جانز هاپکینز فلوشیپ فوق تخصصی جراحی سرطان را طی کرد. بعد از بازگشت به ایران هم به عنوان معلم و فول پروفسور دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی هم اکنون مشغول خدمت است و در همین راستا به ایسنا می گوید: « بنده تنها کسی هستم که در ایران، دو رشته فوق تخصصی را به دانشجویان آموزش می دهم و خداوند به شخص دیگری این جایگاه را نداده است که بابت این مساله شاکر خداوند هستم؛ بنده هم دانشجویان فلوشیپ فوق تخصصی جراحی سینه و هم جراحی سرطان تربیت می کنم.»


او پنج فرزند دارد که همگی ازدواج کرده اند و تنها یکی از آنها وارد رشته پزشکی شده و متخصص زنان است که البته بگفته خودش، در مورد فرزندش اصراری برای ورود او به حرفه پزشکی نداشته و سایر فرزندانش نیز در رشته های تغذیه، صنایع غذایی، دکتری اقتصاد سلامت و دکتری معماری تحصیل کرده اند».
انقلاب، جنگ و شروع فصل جدید زندگی یک پزشک جوان پروفسور محمداسماعیل اکبری که در طول دوران زندگی خود مناصب مختلفی را در زمینه سلامت عهده دار بوده و در کنار آن چندین سال هم هست که ریاست مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را بر عهده دارد، در گفت وگویی تفصیلی با ایسنا درباره ی کارهای خود در دوره هشت ساله دفاع مقدس، می گوید: بنده یکی از جوان ترین مدیران جمهوری اسلامی ایران بودم که در ۲۹ سالگی مدیرعامل بهداری استان اصفهان شدم. بعد از آغاز به فعالیت، خیلی زود جنگ تحمیلی شروع شد که به برنامه عملیاتی ما تبدیل شد. از روز اول جنگ تحمیلی در جبهه حضور یافتیم و تا سال پایانی جنگ مسئولیت داشتم. بر اساس گزارش سازمان محترم بسیج، ۳۳ ماه حضور فعال در جبهه داشتم که بنظر می رسد بیشترین زمانی بوده است که یک متخصص غیرمقیم در منطقه جنگی حضور داشته است.
مشاورعالی رییس سازمان پدافند غیرعامل کشور در زمینه سلامت عمومی و جمعیت کشور، درباره ی سوابق اجرائی خود نیز توضیح می دهد: از یک روز پیش از پیروزی انقلاب یعنی ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، سازمان منطقه بهداری استان اصفهان را اشغال کردیم و با پیروزی انقلاب همچنان مدیر آن مرکز ماندم و بعد از آن هم به اشکال مختلف در ادارات دیگر مدیریت کردم. حدودا هشت سال در استان اصفهان فعال بودم به گونه ای که نخستین دانشگاه علوم پزشکی کشور در این استان را تاسیس کردم و مدتی طولانی رییس دانشگاه اصفهان بودم. در نهایت به تهران آمدم و بیش از هشت سال به شکل های مختلف در زمینه معاونت وزارت بهداشت فعالیت کردم و بعد از آن هم به عنوان مشاور وزیر بهداشت خدمت کردم.
پزشک بصیر؛ عاملی برای به فلاح رسیدن جامعه او به عنوان یکی از چهره های پیشکسوت جامعه پزشکی درباره ی شان و جایگاه پزشکان و راهکارهای بهبود روابط پزشک و بیمار، معتقد است: بطور معمول چند ساختار اجتماعی شامل حاکمیت، حکومت، تولیت و ملت را داریم و هر چهار ساختار باید این مساله را که جامعه نیازمند چه فاکتورهایی است را متوجه باشد و از آن پشتیبانی کند اگر اتفاقی می بینید که درگیری و حرف زدن پیش می آید همه ناشی از این است که فهم اجرائی در بعضی حوزه های مدیریتی نسبت به نیاز به ساختار پزشکی ضعیف است و در نقطه ای که تقابل رخ می دهد، پزشک هم ممکنست به تقابل بیاید. بنده این ها را یک اتفاق بد دوطرفه می دانم. در این سو کمی بصیرت پزشک پایین است که بصیرت را هم از دانایی متفاوت می دانم، بصیر این نیست که بنده تنها علم جراحی داشته باشم، بلکه یعنی کل مشکلات مربوط به مردم و بیمار را درک کنم. در سوی دیگر هم گاهی حاکمیت به دلیلهای مختلف در تقابل با جامعه پزشکی می ایستند. اما چه کسی موفق است؟ گاهی ممکنست هر گروه کلمات درستی بگویند اما گاهی هم چنین نمی گردد.
این چهره پیشکسوت جامعه پزشکی، با اعلان اینکه باید به نحوی با گروه پزشکی برخورد شود که خدایی نکرده اگر گروهی هم در میان آنها وجود دارند که بصیرت کافی ندارند، به راه راست بیایند، به سخنان و گلایه چند سال قبل مقام معظم رهبری از رسانه ها و ساختارهایی که مقابل پزشکان صحبت می کردند، اشاره نمود و اظهار داشت: باید بدانیم که اگر حرفه پزشکی در یک جامعه ضعیف شود، به مردم ظلم شده است؛ چون پزشکان افراد محوری پاسخگویی به نیاز مردم هستند و نباید اعتماد مردم نسبت به جامعه پزشکی کم شود. حتی اگر در مواردی پزشکی هم از راه خارج شده است باید او را هدایت نماییم و نباید اینطور باشد که یک یا چند مورد را مصداقی نماییم تا مقابل کل جامعه پزشکی اقداماتی انجام دهیم. بدون جامعه پزشکی نمی توان حمایت خوبی از مردم به عمل آورد.
خط مقدم مبارزه با بیماریها از دفاع مقدس تا مقابله با کرونا او با اشاره به بروز وقایعی همچون فراگیری ویروس کرونا در کشور، خاطرنشان می کند: در چنین شرایطی تنها گروهی که پاسخ مثبت می دهد و به خدمت می آید جامعه پزشکی است. از جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به منطقه جنگی رفتیم و از همان روز جامعه پزشکی هیچ گاه جنگ را رها نکرد. در آن زمان باتوجه به استراتژی که ما طراحی کردیم، حضور پزشک کار سختی بود. ما به پزشک نگفتیم در بیمارستان مقیم بماند تا مجروح را نزد او ببریم بلکه اعلام کردیم پزشک باید در خط مقدم حاضر باشد. در کرونا نیز چنین شد و زمانی که حتی علم مقابله با کرونا در جهان وجود نداشت پزشک ما بدون تجهیزات حفاظت فردی نظیر یک ماسک ساده به ICU رفت و بعد هم شهید شد. این وجهه از پزشک را وابستگی او به شغل پزشکی و مردم شکل می دهد که نباید آنرا خراب کرد و حاکمیت باید از این شرایط بهره برداری کند.
رییس مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، ادامه می دهد: بنده حالا به تنهایی بیش از هر جراح غربی بیمار مبتلا به سرطان درمان می کنم، اما ۱۰ سال بعد هم باید پزشکی باشد که جای من بنشیند و این کار را انجام دهد. سال قبل جزو یک درصد دانشمندان برتر جهان شناخته شدم اما نگرانم که آیا ۱۰ سال بعد هم جراح سرطان دیگری داریم که این سخن را بگوید؟ امکانات ما یک دهم امکانات یک جراح در کشورهای غربی نیست اما ما توانستیم خدماتی دهیم که بالاتر از خدمات غربی باشد و این از اقدامات جامعه پزشکی است که لازم است برای ادامه آن توانمندی و رشد جامعه پزشکی را افزایش دهیم و نیاز آنها را برطرف نماییم. بسیار غصه می خورم وقتی در اتاق عمل می نشینم و می بینیم ۵۰ درصد نیروهای جوان ما نیستند؛ یعنی یا رفته اند یا کاملا به بخش خصوصی روی آورده اند. این اتفاقات نشان میدهد که حرمت جامعه پزشکی را درک نشده است که در این صورت مردم خیلی ضرر خواهند کرد. البته در کنار تمام موارد ذکر شده لازم است به همکاران پزشک خود هم سفارش هایی داشته باشیم. همکارانم باید مطمئن باشند که اگر برای مردم کار کنند زندگی خودشان بهتر خواهد شد.
او با ذکر مثالی، بیان می کند: مرحوم «دکتر دوایی» چهره پیشکسوت پزشکی ایران زمانی که از دنیا رفتند به غیر از منزلی که در آن سکونت داشتند چیز دیگری نداشتند. ایشان ۶۰ سال سردمدار جراحی بودند و مردم دوستدار ایشان بودند. اما حکومت هم باید به نحوی این چهره های گرانقدر جامعه پزشکی را تشویق کند. در سمت دیگر هم همکاران پزشک بنده باید بدانند دکتر دوایی شدن و رسیدن به چنین جایگاهی با داشتن پول زیاد ممکن نیست بلکه برای بزرگ شدن باید ایثار و بصیرت وجود داشته باشد؛ پس همکاران ما باید عالمانه رفتار کنند و حاکمیت هم توجه کافی به این قشر داشته باشد.
لزوم قدرشناسی از جامعه پزشکی بعد از بحران کرونا رییس انجمن علمی آموزش پزشکی ایران با اشاره به این که شادابی جامعه پزشکی حفظ نشده است، ادامه می دهد: بعد از شیوع کرونا، ایثارگری جامعه پزشکی ارزش گذاری نشده است؛ هرچند که شاید سمیناری گذاشتند و اسمی از شهدای مدافع سلامت آوردند، اما خانواده این شهدا باید احساس امنیت اقتصادی هم داشته باشند که خیلی این اتفاق ها نیفتاد. ما به سرعت فردی مانند دکتر حبیب الله پیروی را فراموش کردیم و نیامدیم بگوییم چگونه زندگی کرد که در نهایت با کرونا هم به شهادت رسید. از طرف دیگر جامعه پرستاری و پیراپزشکی که در کنار جامعه پزشکی فعال بودند هم باید قدر دانسته شوند. اگر این عزیزان نباشد ارائه خدمت پزشک هم ابتر می ماند. به یاد دارم که در مورد استخدام این عزیزان صحبت شد و استخدام های ۸۹ روزه انجام شد اما با ضعیف شدن کرونا همه را بیرون کردند و باردیگر با افزایش شیوع ویروس کرونا دنبال پرستار گشتند.


چرا سهم سلامت از درآمد ناخالص ملی کم است؟ او با تاکید بر این که برای رفع چنین مشکلاتی نیازمند یک اتفاق ملی هستیم، می گوید: باید سهمی از GDP که درآمد ناخالص ملی است را به سلامت مردم اختصاص دهند. اگر خیلی بخواهیم دست بالا بگیریم نزدیک ۶.۸ درصد از GDP، سهم سلامت است که باید به ۱۰ درصد برسد. سلامت روز به روز درحال گران شدن است. دستگاهی که چندسال قبل ۱۰۰ میلیون تومان خریداری می شد امروز ۵ میلیارد تومان خریداری می شود؛ قبلا اگر همان دستگاه خراب می شد هزینه تعمیرش پنج میلیون تومان بود ولی حالا ۵۰۰ میلیون باید هزینه تعمیر دستگاه را بپردازیم. بنده برای کار تحقیقاتی خود کیت مخصوص به قیمت ۱۰۰ هزارتومان می خریدم و حالا همان کیت را ۳ میلیون تومان می خرم. خب اگر می خواهیم رشد نماییم این هزینه ها باید از جایی تامین گردد. حکومت باید غصه این موارد را بخورد که شاخص این موضوع، سهم سلامت از GDP است. با رشد GDP و رسیدن آن به استانداردهای بین المللی می توان گفت به سلامت توجه شده است.
وی می افزاید: دروازه های غربی به روی نیروهای متخصص ما باز شده است و نیروی کار می خواهند. آنها به اشکال مختلف یک جوان عالم و متخصص ما را که در ایران برای آن سرمایه گذاری شده است را جذب می کنند. این رفتار نیازمند یک مدیریت قوی است که بتواند مولفه های لازم را جمع آوری کرده و به استناد این مولفه ها تصمیمات لازم اتخاذ شود؛ پس اگر شاخص ارزش گذاری می خواهیم باید بدانیم چند درصد از GDP به سلامت اختصاص داده شده است و این درصد در کدام قسمت ها خرج می شود؟ نظامی تحت عنوان شبکه سلامت وجود دارد (خصوصی و دولتی) که در این نظام عده ای مانند پرستاران و... کنار پزشکان خدمت می کنند و باید بدانیم که لازم است همه نظام شبکه تقویت شود.
و اصولی که پزشکان باید رعایت نمایند... اکبری با سفارش به دانشجویان و جوانان حرفه پزشکی، اشاره کرد: چند اصل مهم در پزشکی وجود دارد که باید رعایت شود و در صورتیکه رعایت نشود آن وقت سمت مقابل حق پیدا می کند که بگوید ما آدم های مناسبی نیستیم. نخستین موضوع عدالت در سلامت است؛ طبابت من نباید گروه خاصی را شامل شود. بنده به عنوان پزشک باید پاسخگوی نیاز کسانی باشم که نیازمند تخصصم هستند. در بُعد دوم موضوع هزینه اثربخشی مطرح می شود. بنده به عنوان پزشک حق ندارم هر کاری که دلم می خواهد برای افزایش دانش خودم با هزینه مردم و بیت المال انجام دهم که متاسفانه این اتفاق در کشور رخ می دهد. بنده به عنوان پزشک حق ندارم این علم را نداشته باشم که ارزان سازی خدمات چگونه است. موجب خجالت است اگر که بگویم در حال حاضر در تشخیص سرطان اولیه پستان، بیش از ۶۰ درصد بیماران را تحت MRI قرار می دهیم در صورتیکه این عدد باید نزدیک ۰.۵ درصد باشد. بدین سبب گلایه هایی هم از همکارانم وجود دارد.
او ادامه می دهد: باید فهم بهتری از جامعه پزشکی وجود داشته باشد؛ درحالی که گاهی می بینیم انستیتوهای مسئول جامعه پزشکی هم به موضوعات جامع نگاه نمی کنند و یک طرفه موضوعات را رصد می کنند. در این شرایط سمت مقابل هم تقابل پیدا می کند که سبب متضرر شدن مردم و تضعیف جامعه پزشکی می شود. نمی توان با جامعه پزشکی که از باهوش ترین گروههای اجتماعی هستند برخورد بخشنامه ای داشت.
مشکلات و مهاجرت پزشکان جوان؛ دغدغه های مهم نظام سلامت اکبری درباره ی مشکلات پزشکان جوان، تصریح می کند: کمتر از دو ماه قبل همکاران جوان نزد من آمدند تا گلایه هایی را مطرح کنند اما از آنجا که نگران بنده بودند و می دانستند غصه می خورم خیلی موضوع را شرح ندادند که از این بابت هم خجالت کشیدم. اما عدم طرح کامل مشکل به مفهوم رفع اشکال نیست. گروههای جوان باید بدانند که هیچ جای دنیا، این مملکت نمی گردد. من در نقاط مختلف دنیا زندگی کرده ام و باید به جوان ترها بگوییم در سایر نقاط دنیا با هر سطحی از علم، دانش و آگاهی، بازهم درجه دوم محسوب می شوید و این خاصیت دنیای استکباری است. دلم می خواهد که جوانان عمیق تر به موضوعات نگاه کنند و حتی تلخی ها را بشنوند اگر مشکلات حل نشد آنها بیشتر غصه مشکلات مردم را بخورند تا یک عزم و شعوری برای برطرف شدن مشکلات شکل گیرد نه اینکه آنها هم به تقابل بیفتند.
وی می افزاید: ما شکل دیگری کار می کردیم. شب ها کشیک می دادیم و روزها هم کار می کردیم؛ بعد آن زمان قرار بود پنج هزار تومان پول بگیرم که آنرا هم پرداخت نکردند و مجانی کار کردیم. حال نمی گویم نیروی جوان بیاید و رایگان کار کند، اما ذهنیت هم مهم می باشد. من پولدار نیستم ولی اتفاقی هم نیفتاده است، من هم به اندازه خودم کسب درآمد کردم. اختلاف باید به شکل دیگری برطرف شود و یک طبیب باید بداند که سنگ زیرین آسیاب است. ما در سخت ترین شرایط مردم با آنها روبرو می شویم و در این نقطه دیگر مهم نیست بیمار پولدار است یا فقیر. بیمار وقتی دستش از همه جا کوتاه است نزد ما می آید، آن وقت ما حق داریم پاسخگویی درستی به او نداشته و بر صندلی بلند بنشینیم؟ من به عنوان پزشک باید به بیمار احساس امنیت بدهم. طبابت بدون ایثار و گذشت امکان پذیر نیست.
او با اشاره به این که می خواهم همه فهم خود از حوزه سلامت را به عنوان وصیت اعلام کنم، خاطرنشان می کند: ما باید سهم مردم از خرج سلامت را کاهش دهیم. باید بسیار علمی کار نماییم و مردم باید خدمت موثر دریافت نمایند که اگر چنین نشود به مردم ظلم کرده ایم. در سمت دیگر نباید فراموش نماییم که باید از جامعه پزشکی حمایت شود؛ در غیر این صورت راه فرار برایشان باز است حتی اگر در کشور بمانند و یا مهاجرت کنند.
حقوقی که کفاف زندگی پزشکان جوان را نمی دهد وی می گوید: می شنویم که پزشکان جوان اعلام می کنند حقوقی که در دوره رزیدنتی دریافت می کنند، کم است. رزیدنت پزشک جوانی است که پولی هم درنیاورده و گاهی بطورمثال با ۴۰ سال سن و یک یا دو فرزند نمی تواند از پس پرداخت اجاره خانه برآید. در حرفه پزشکی تازه از ۴۰ سالگی به بعد شاید فرد بتواند از پس هزینه هایش بربیاید ولی تا پیش از آن باید خرج کند. حال تصور کنید که بخواهد اتاقی جهت زندگی اجاره کند و می شنود که ۱۰۰ میلیون پول پیش با ۱۱ میلیون اجاره ماهانه باید پرداخت کند آنوقت ما سه میلیون و ۵۰۰ هزارتومان به او حقوق می دادیم که بعد از تاکید اخیر مقام معظم رهبری مقداری حقوق پزشکان جوان بیشتر شد اما بازهم پاسخگوی نیازشان نیست. در همه جای دنیا به رزیدنت جا و مکان می دهند و از او کار می خواهند اما ما ۵ یا ۶ میلیون به او حقوق می دهیم که برود خانه ای با قیمت بالا اجاره کند. اگر پدر این جوان از او حمایت نکند از کجا باید هزینه های زندگی اش را تامین کند؟


عدم استقبال از ظرفیت رزیدنتی به علت مشکلات مالی وی در ادامه اظهار می کند: این اتفاق ها و عدم حمایت ها رخ می دهد بعد می بینیم ظرفیت فلوشیپ و فوق تخصص خالی مانده است و کسی دوست ندارد وارد تخصص شود، چون پول ندارد جواب زن و بچه اش را بدهد. اگر واقعیات را نبینیم، بالاترین سطح علمی کشور را از دست می دهیم و این جفا به مردم است. وقتی ظرفیت پذیرش فلوشیپ من ۵ نفر است اما ۴ نفر می آیند یعنی یک نفر سرمایه انسانی برای مردم کمتر تربیت می شود. فلان گروه پزشکی اعلام می کند که تمام ظرفیت رزیدنتی اش رفته اند و در پاسخ به چرای ما می گویند چون باید پاسخگوی نیاز زندگی و خانواده شان می بودند. آنوقت در این شرایط به جوانان می گوییم ازدواج کنید و بچه دار شوید تا این مشکل اجتماعی واقعی جمعیت را برطرف نماییم. باید حواسمان باشد که نیاز داریم گروهی را تربیت نماییم و به جامعه بفرستیم و عدم توجه ما به مشکلات آنها سبب کاهش تربیت این نیروهای متخصص شده و خیلی از ظرفیت های تربیت متخصص ما خالی می ماند. این خالی ماندن ظرفیت تربیت متخصصان جفا بر مردم است.
این استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بیان می کند: ما معضل پزشکی را کشف کرده ایم که بطورمثال برای تخصص نمی آیند، یا بعد از اتمام طرح در مناطق محروم ساکن نمی مانند و... اما راهکارمان چه بوده است؟ بنده پیش از پیروزی انقلاب فارغ التحصیل شدم و به منطقه محرومی در خوزستان رفتم. اگر سه سال آنجا خدمت می کردم می توانستم با درآمدم در تهران خانه و ماشین بخرم و می توانستم وسایل زندگی ام را با وجهی که دوره طرح و سربازی ام می گرفتم تهیه کنم اما الان رزیدنت نمی تواند کرایه خانه اش را هم بدهد، گاهی زن و فرزندش را به منزل پدرخانمش می فرستد و خودش هم تنهایی به شهر محل تحصیلش می رود. ما هم آن زمان با آن شیوه گذراندن طرح ثروتمند نشدیم، اما اصلا به فکر مشکلات این چنینی نبودیم چون شرایط به نحو دیگری بود.
افزایش ظرفیت پزشکی راه حل رفع مشکلات نیست این چهره پیشکسوت پزشکی درباره ی افزایش ظرفیت رشته پزشکی عمومی، معتقد است: این که مشکلی را بشناسیم و با روشی آسان بخواهیم آنرا برطرف نماییم، کاملا غلط است. انگلیسی ها یک ضرب المثلی دارند که می گوید اگر یک مسئله پیچیده را با راهکار آسان حل کردید، آینده به شما خواهد اظهار داشت که این کار غلط بوده است. درمورد افزایش ظرفیت ها فکر کردند که می تواند راهکار رفع مشکلاتی باشد که به علت مشکلات پزشکان جوان پیش آمده در صورتیکه چنین نیست. بنده شخصا با افزایش ظرفیت رشته پزشکی موافقم اما نوع و شیوه اتخاذ این راه حل مهم است. بنده رییس دانشگاه اصفهان بودم و در سال ۱۳۶۴ ظرفیت ۱۰۰ نفره رشته پزشکی را به ۶۰۰ نفر رساندم که بعد هم سازمان سنجش به من ۸۰۰ دانشجو داد. من تا همین دو سال قبل هم این دانشجویان را دنبال می کردم تا زمانیکه متخصص و فوق تخصص شدند و همه نشان دادند که یک سر و گردن بالاتر از گروه مشابه هستند. مانیتورینگ پزشکان تربیت شده باید توسط حاکمیت هم صورت گیرد. اگر پزشکِ طرحی نمی تواند خانه اجاره کند حاکمیت باید امکانات زندگی مناسب در اختیار او بگذارد.


این فوق تخصص جراحی غدد و سرطان، می گوید: ما یک ساختار فرهنگی درست کردیم که پزشکی را در برج عاج گذاشتیم و گفتیم که این مهم ترین شغلی است که می توانید انتخاب کنید و تمام فرزندان خودرا به این سمت هدایت می نماییم تا جایی که گاهی خانواده از نان خود کم می کند که فرزند درس بخواند و کلاس برود. درصدی از بچه ها می توانند به این برج عاجی که ما ساخته ایم، برسند؛ اما اگر مراقبت نکنیم این برج بر سر مردم خراب می شود. مقرر است نیازی از مردم پاسخ دهیم اما باید بدانیم اگر یک نفر رزیدنت خودکشی کرد من نباید شب خوابم ببرد. درست است که در آن لحظه حتما یک اشکال روانی پیش آمده است که این اتفاق رخ داده اما با چه پیش فرضی این رزیدنت چنین کاری کرده است؟ حل این مشکل نیازمند یک کار عمیق و گوش کردن به حرف دلسوزان عالم است. این یک خواهش از نظام مدیریتی است. از جانب دیگر به پزشکان جوان می گویم که پزشکی را یک شغل درآمدساز برای حل مشکلات دنیوی قلمداد نکنند. باید یک رابطه ویژه بین بیمار و پزشک برقرار باشد که حتی بخواهد بیماری را درمان کند. بیمار و پزشک باید یکدیگر را دوست داشته باشند و این حالت با ایثار و گذشت دست یافتنی است.
چرا پزشکان در مناطق محروم نمی مانند؟ او ادامه می دهد: افزایش ظرفیت پزشکی کار درستی است اما این روشی که اتخاذ کردند کار بسیار غلطی بود. طبابت و پزشکی درحال تغییر است. کمتر از ۱۰ سال دیگر ۹۰ درصد کارهای ما با یک موبایل صورت خواهد گرفت. حتی ممکنست پزشک شما از کیلومترها دورتر با شما تماس بگیرد و بعد از رصد پرونده پزشکی شما ویزیت را انجام دهد. ما این روش را هم پِی نگرفته ایم و روش آموزشی ما برای ۴۰ سال قبل و فیزیکی است. جامعه نگری طبابت را تعطیل کرده ایم و تنها به بیمارستان تمرکز کرده ایم. نگاهی که هم اکنون به افزایش ظرفیت ها وجود دارد حل مشکل نخواهد کرد برای اینکه نگاهی ضعیف و غیر علمی است. فرض کنید به زور یک دندانپزشک را به شهر کوچک ببرید تا طرحش را بگذراند اما اگر امکانات رفاهی درستی برای او فراهم نکنید او آنجا نخواهد ماند و بدین سان هر ظرفیتی هم که اضافه شود با اتمام طرح به شهرهای بزرگ باز می گردند.
افزایش مهارت پزشکان ایرانی بعد از پیروزی انقلاب اکبری درباره ی مهارت پزشکان ایرانی، می گوید: در سالهای اول پس از انقلاب سالانه بیش از ۳۰ هزارنفر برای درمان به خارج از کشور می رفتند که ۳۰۰۰ نفر از آنها حداقل مورد تایید ساختارهای مدیریتی ما بودند و می گفتیم باید به خارج از کشور بروند و برای این کار هم ارز به آنها می دادیم. این آمار حالا نه فقط به صفر رسیده است بلکه مهاجرت وارونه اتفاق افتاده است و بیماران از خارج از کشور برای درمان به ایران می آیند. بنده سالانه بالاتر ۲۰۰ نفر خارجی را در ایران عمل می کنم اما دراین زمینه هم ساختار منسجمی نداریم و دولت از این اعمال سودی نمی برد. حالا در زمینه پزشکی نسبت به اوایل انقلاب وضعیت بسیار بهتری داریم اما یک خطر وجود دارد که آن هم این است که پزشکی بسیار به سمت تکنیکال و گران شدن پیش می رود.
گسترش علم تجاری به نفع مردم نیست او توضیح می دهد: علمی به نام Health Technology Assessment وجود دارد که باید بگوید آیا استفاده از این فناوری جدید برای مردم ضروری است؟ این قدرت پزشک را می رساند که بتواند علم مفید را از علم تجاری تفکیک کند تا علم مفید برای مردم فراهم گردد. من از این بابت کمی نگران هستم که چون بازار تجاری رونق دارد علم غیر مفید بیشتر وارد کشور شود و جای علم مفید را بگیرد. علم مفید به مردم فایده می رساند اما علم تجاری می تواند مردم را گول بزند. ما این قدرت را داریم که همه بیماریها را در کشور درمان نماییم اما نگرانی هایی هم دارم که بطورمثال آیا ۱۰ سال دیگر می توانیم با یک موبایل بسیاری از اقدامات را انجام دهیم؟ دراین زمینه هنوز ضعیف هستیم در حالی که فهم از تکنیک بسیار مهم تر است. تکنیک این است که بدانم هنگام جراحی چگونه چاقو را حرکت دهم اما فهم این است که بدانم چگونه می توانم یک بیمار مبتلا به سرطان را نجات دهم.
پزشک بازنشسته نمی شود اکبری در پاسخ به این پرسش که آیا پزشکی سنی برای بازنشستگی دارد؟ می گوید: هر فنی در دوره های خدمتی جایگاه متفاوتی دارد. روزگاری بنده می توانستم تمام شب را بیدار بمانم و کار کنم و بامداد باز هم به کار و تحصیل بپردازم و زمان خوابم را در ۲۴ ساعت شبانه روز گم می کردم و اغلب ساعات خوابم بر برانکاردهای اتاق عمل بود اما الان که علم و تجربه بیشتری نسبت به جوانی ام دارم، آیا می توانم با همان روند کار کنم؟ اگر یک شب کمتر از ۵ ساعت بخوابم بامداد نمی توانم به درستی کار کنم. دنیا برای این شرایط و پزشکان پا به سن گذاشته، تعاریف مختلفی ارایه داده است. سه گروه تعیین شده است. اگر جوان هستی و توان کار کردن فیزیکی داری، یا یک پروفسور هستی یعنی کار فیزیکی انجام می دهی و در کنار یک استاد هستی که ۲۴ ساعت باید کار فیزیکی پزشکی انجام دهی. این که می گویند به رزیدنت ها جفا می شود که آنها را یک شب درمیان کشیک می گذارید را قبول ندارم. این پزشک باید بلد باشد ۳۶ ساعت نخوابد و در آن شرایط هم درست خدمت دهد که این کار هم تمرین می خواهد؛ بنابراین انسان های ضعیف نمی توانند طبیب خوبی شوند.


او ادامه می دهد: یک پروفسور تا آن زمان که می تواند کار فیزیکی کند، فعال است اما از زمانی که فیزیک بدنی اش اجازه کار کردن به او نداد تازه آغاز به انتشار تجربیات و علمش در قالب سخنرانی، کتاب و مقاله می کند. در مرحله ای که حتی نتواند سخنرانی کرده یا کتاب تالیف کند، تبدیل به مشاور می شود. در دانشگاه جانز هاپکینز شاهد حضور کسانی بودم که به زور با ویلچر آنها را به دانشگاه می آوردند و هنوز مشاور بیمارستان بودند. اما ما این سرمایه یک پروفسور را درک نمی نماییم. یک روز بامداد رییس دانشگاه بیدار می شود و با یک نامه او را بازنشسته می کند و یک سرمایه بزرگ را کنار می گذارد. یک جوان سی و چندساله جای این پروفسور می گذارد که خوب کار می کند اما معلوم است که این جوان به اندازه آن پروفسور بارِ علمی ندارد.
پروفسور اکبری در آخر صحبت هایش می گوید: سرمایه یک دانشگاه علوم پزشکی به وجود پزشکان بزرگش است. این مقام علمی باید یافته ها و درکیات علمی خودرا به یک جوان منتقل کند. اگر این کار را نکنیم پذیرش بیماران با بیماریهای سخت از طرف پزشکان کمتر می شود و پزشک سراغ اقدامات درمانی آسان تر می رود.




منبع:

1401/06/01
08:57:31
5.0 / 5
34
تگهای خبر: آموزش , بهداشت , بیماری , پزشك
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۴
خرید و فروش حیوان خانگی خرید و فروش حیوان خانگی
petfind.ir - حقوق مادی و معنوی سایت خرید و فروش حیوان خانگی محفوظ است

خرید و فروش حیوان خانگی

انواع حیوانات خانگی و لوازم و خوراک